X
تبلیغات
رایتل

به ضرورت روزانه

سالها پیش یکی از مقامات مسئول در یکی از مجامع عمومی نظام مهندسی ساختمان در انتهای بیاناتشان داستان عیاری عیاران رند را با آن درویش بی نوا که تنها دارائیش یعنی خرزحمتکش را به حیلت عیاری فروخته وبا بهایش بساط عیش ونوش را مهیا نموده وبرگرد درویش بی نوا حلقه زده وسماع پیشه نموده وشعر خربرفت وخر برفت را با درویش بی نوا به غایت زیبا به آواز سر می دادند ومسرور از سرمستی پیروزی وخرفروشی .

عجب حکایتی است این جریان خر برفت وخر برفت ،در آن زمان جمله از مهندسان همچو منی نیز به طنز وگاهی به تمسخر به این حکایت می نگریست غافل از آنکه آن مقام مسئول به کمال در فنا شدن تنها دارائی درویش دقت نموده وانذار می داد  که این جمع هیئتی ها آن عیارانند جمله مهندسان درویشانی بس بی نوا  . اکنون نیز جمله بسیار از مهندسان همان درویش  مکرر شده اند وبهای خرانشان خرج عطینا ها که نشده است.

"شادی آمد و غم از خاطر ما رفت    --------     خر بفت و خر برفت و خر برفت"

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد